زندگی

خاطره‌ی نهمین روز عید

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ق.ظ

امام علی


میلاد با سعادت بزرگ مرد شیعه،حضرت امام علی علیه السلام و روز پدر را به تمام شیعیان مخصوصا به پدران مهربان،دلسوز،زحمتکش و بی ادعای ایرانی تبریک عرض میکنم.
 💐 🌷 🌹 🥀 🌻 🌼 🌸 🌺             💐 🌷 🌹 🥀 🌻 🌼 🌸 🌺


خب حالا برسیم به خاطره‌ نهم فروردین.همونطور که در خاطره‌ی قبل گفتم،برادرزادم و همسرش شب خونه‌ی ما بودن.صبح بعد صرف صبحانه،بردارزادم سراغ کتاب‌های درسم رو ازم گرفت.بهش نشونی دادم کتاب‌ها رو آورد.شروع کرد به سوال پرسیدن از درس ها.یکی یکی سوال در میاورد و میپرسید،منم تقریبا همه‌اشو اشتباه جواب میدادم.و همیشه هم بهونه‌ام این بود: تو عید حسش نیست وگرنه من همه‌اشو فوت آبم.🙃 خلاصه درس خوندن مون هم با خنده و شوخی گذشت.

بعداز رفتن برادرزادم و شوهرش،یه نگاه از پنجره‌ی اتاق به آسمون انداختم.آسمون آبی و هوای عالی بود؛
☀️ جون میداد واسه بیرون زدن از خونه.
جدیداً وقتی هوا آفتابیه خیلی سخته خونه موندن،باید حتما با ویلچر بزنم بیرون.با داداشم تماس گرفتم تا بیاد و برای پایین رفتن از رمپ بهم کمک کنه.چون تازه کارم تنها پایین بالا رفتن از رمپ برام سخته.داداشمم بااینکه سرش شلوغ بود اما خودشو رسوند.

رفتم پایین و یه دور تو حیاط و کوچه‌مون زدم.کمی که گذشت خواهر وسطیمم اومد پایین،باهم یه چرخی اون دور و بر زدیم؛چندتا عکس یادگاری هم گرفتیم.بهار و همه‌جا سبز شده،بهترین موقعیت برای گرفتن عکسای یادگاری در طبیعت سرسبز و زیبا.
ظهر شده بود که دیگه اومدم بالا.

بعدازظهر خواهرم رفت خونه‌ی جاریش،بعد رفت خونه‌ی پدرشوهرش و با دخترش اومدن خونه‌ی داییم.شام منزل داییم دعوت بودن.

این خاطرات ادامه دارد . . .

نظرات  (۶)

سلام
منم عید رو متقابلا تبریک میگم اقا میثم..
خاطراتت همه خوبن ولی خوشم از اون قسمت
اومد که همه ی سوال ها رو اشتباه دادی..
پاسخ:
سلام تشکر
ممنون نظر لطف شماست.
ای وای خخخخخ.من خونده بودما نمیدونم چرا یادم رفته بود!
میلاد مولای موحدین بر شما مبارک باد
پاسخ:
تشکر دوست گرامی
تبریک.
پاسخ:
سپاس
۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۵۸ علیـ ــر ضــا
مبارک
پاسخ:
تشکر :)
۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۵۵ ....جلیس العقل ....
این خاطراتتون رو قبلا نوشتید یا از حفظ الان مینویسید
پاسخ:
یه نشونی گذاشتم.
بعد دیشب کاملش رو نوشتم.
۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۱۰ محمد احسان حیدری

برشما هم مبارک

پاسخ:
تشکر :)