زندگی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استقلال پرسپولیس» ثبت شده است

دربی 84

 

دربی ۸۴هم با تمام ماجراهاش تموم شد.
چند روزه که تو این فکر بودم برای دربی یه خاطره مفصل بنویسم اما هیچوقت فکر نمیکردم بازی با این نتیجه تموم بشه؛مثل بازیکنای پرسپولیس خودمو از قبل برنده میدیدم.


برسیم به شرح ماجرا...
فکرمیکردم بازی ساعت ۶ غروب شروع میشه اما ظهر از اخبار شنیدم بازی ساعت ۳ بعدازظهره.بخاطر همین سریع بکاری که داشتم رسیدم،کمی هم بادوستان مجازی کری خوندیم.منم که به نوعی از نتیجه مطمئن بودم و باخیال راحت اذیتشون میکردم.
خلاصه زمان گذشت و ساعت۳ شد،رفتیم ورزشگاه آزادی(البته با تلویزیون).

بااینکه قرار بود ساعت۳ بازی شروع بشه اما بدلیل خداحافظی محسن ترکی از دنیای قضاوت، ۶ - ۷ دقیقه ای بازی با تاخیر شروع شد.
چندسالی هست دربی برام فرقی با بازیای دیگه نداره اما این دربی خیلی اهمیت داشت؛اگه این بازیو پرسپولیس میبرد فاصلش با استقلال به ۱۶ امتیاز میرسید.

پرسپولیس سعی کرد از اول بازیو در اختیار بگیره و کم کم به دروازه استقلال نزدیک بشه؛همین کارم کرد و دقیقه ۶ توپ از سمت چپ سانتر شدو سروش رفیعی گل اول پرسپولیس رو زد.
واااای چه لحظه‌ای بود؛چقدر خوشحال شده بودم من :|

بعداز گل هم توپ و میدون دست پرسپولیس بود،چندتا خطا و ضربه آزاد گرفت حتی یه موقعیت خوب هم طارمی داشت که با ضربه سر هدرش داد.
اما کم کم استقلال هم حرکاتشو شروع کرد و سعی میکرد موقعیت آفرینی کنه.در یکی از حرکاتشون،فرشید اسماعیلی دقیقه۱۷ با یک ضربه ناگهانی و روپا از پشت محوطه جریمه گل زد و نتیجه بازیو به تساوی تغییر داد.(واقعا باید اغراق کنم گل زیبایی بود)بیرانوند هم تماشاچی این گل بود؛البته کاری از دستش بر نمیومد.

هنوز از شوک گل مساوی در نیومده بودم که اینبار خود اسماعیلی از سمت راست توپ رو فرستاد روی دروازه و علی قربانی براحتی از بین چند دفاع حرکت کردو در دقیقه۱۹ باضربه سر نتیجه رو به سود استقلال برگردوند.
دیگه نمیدونستم چه عکس العملی نشون بدم!تماشاگرای پرسپولیسم سکوت کرده بودن.بااینکه تعداد تماشاگرای استقلال یک سوم پرسپولیسیا بود اما صداشون کل ورزشگاه رو پر کرده بود.

دیگه پرسپولیس مشخص بود برنامه‌ی خاصی برای حمله نداره،فقط قصدش این بود حمله کنه اما هرکاری میکرد به در بسته میخورد.
در یکی از حمله‌های پرسپولیس در دقیقه ۴۴ استقلال زدحمله زد و با نفوذ کاوه رضایی و با ضربه داخل پای راست گل سوم رو به ثمر رسوند و به نوعی نتیجه بازی هم مشخص کرد.
و نیمه اول ۳ بر ۱ برای استقلال به پایان رسید.

نیمه دوم با حملات نصف و نیمه پرسپولیس شروع شد.
باز مثل نیمه اول احساسی و انتحاری حمله میکردن و جز زدحمله‌های سریع استقلال چیزی عایدشون نمیشد.
البته پرسپولیسیا چندتا موقعیت خیلی خوب بدست آوردن،حتی دوبار هم تیرک دروازه رحمتی رو به لرزه درآوردن؛و چندتا فرصت عالی هم طارمی بدست آورد،اما همه‌ی این فرصت‌هارو از دست دادن.

سید مهدی رحمتی کاپیتان استقلال از شروع نیمه دوم کم کم داشت وقت تلف میکرد؛چندبارم فغانی بهش تذکر داد اما بی فایده بودو رحمتی به کارش ادامه داد.
هرچه به پایان بازی نزدیکتر میشدیم،حواشی و درگیری‌ها بیشتر میشد.

در دقایق پایانی بازی رحمتی یه واکنش نشون داد مصدوم شد اما پرسپولیسیا مبنی بر نظریه‌ی خودشون که فوتبال بازی تنیس نیست بخاطر یه بازیکن قطع بشه،به بازی ادامه دادن.
رحمتی که به سختی سر پا ایستاده بود،وقتی توپ رفت بیرون سریع رو زمین دراز کشید.
درهمین حین نمیدونم سیدجلال بهش چی گفت،رحمتی مثل یوزپلنگ پرید جلوشو یقه شو گرفت؛و از همین لحظه درگیری‌ها شدید شد.

وقت قانونی بازی هم تموم شده بود و داور ۳دقیقه وقت تلف شده اعلام کرده بود.
که تو همین زمان یه سانتر رو دروازه شدو سیدجلال حسینی با یه ضربه سر اختلاف رو به حداقل رسوند.
وقتی حسینی رفت داخل دروازه توپ رو برداره رحمتی یه شیطونی کردو حسینی پهن زمین شد!

با این اتفاق بازیکنا اعصابشون خورد شد و درگیری‌شون بیشتر شد.
رحمتی هم با این خطا کارت زرد دوم گرفت و اخراج شد.
بااینکه وقت تلف شده ۳دقیقه بود بازی تا دقیقه۹۶ ادامه داشت.
و بالأخره بازی پایان یافت و استقلال فاتحه دربی ۸۴ شد.

سخت تر از همه اینکه،پرسپولیس در ۲٠بازی قبلیش فقط ۵ گل خورده بود اما تو این بازی ۳ بار دروازش باز شد.

بدرود.

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۱۴
میثم ر...ی

 

قصد داشتم خاطره بعد دربی رو خیلی مفصل و پر هیجان بنویسم اما انقدر بازی کسل کننده بود که نمیشه چیزی ازش درآورد.

دو روزه که من در مرخصی اجباری به سر میبرم.مدیر سایتی که براش مطلب میزارم بازم بیکاری زده به سرش گیر داده به ما.پنجشنبه برام پیام اومد که مدیر گفته دو روز مطلب نزارید و برین مطلب های قبلی رو ببین اگر موردی داشت اصلاح کنین؛وگرنه تا شنبه مدیر مطلب هارو نگاه میکنه،ببینه واسه یکی مشکلی داشته باشه باهاش تصفیه میکنه و خداحافظ.
خیلی اعصابم خورد شد.مردیکه ..... فکرمیکنه مدیر شرکته،هرروزی یجور دستور میده.خوبه حالا مدیر دوتا سایته فقط.
خلاصه واسه همین من دو روزه بیکارم و بدون درآمد.

دیروز بعدازظهر که داشتم میخوابیدم به مامانم گفتم قبل ساعت ۵ بیدارم کنه(گوشی منم امروز بازیش گرفته بود؛ظهر یهو هنگ کرد و خاموش شد!نمیدونم چرا اینجوری میشه،کم کم داره منو میترسونه).خلاصه خوابیدم،نمیدونم چقدر شد مامانم یهو بیدار شد برگشت ساعتو نگاه کرد گفت ای وای دیر شده!.کنترل رو برداشت تلویزیون رو روشن کرد.منم برگشتم یه نگاه به ساعت انداختم دیدم یه رب از ۵ گذشته.

بازی رو نگاه کردم؛از اون دقیقه که من بازیو داشتم نگاه میکردم،پرسپولیس بیشتر بازیو در اختیار داشت اما مثل اینکه اوایل بازی استقلال چندتا موقعیت کوچولو ایجاد کرده بود.
بازی معمولا وسط زمین دنبال میشد؛توپ که بیشتر رو هوا بود،یکی توپ رو هوا میفرستاد بقیه همینجوری ضربه سر میزدند تا توپ خسته شه و بیفته زمین.
یه خطا روی خط محوطه استقلال برای پرسپولیس گرفته شد که پس از ضربه آزاد توپ تصادفی به تارمی رسید اما این پسر با بی دقتی از دو سه متری دروازه توپ رو زد بیرون :||||||

برسیم به نیمه دوم...
نیمه دوم هم فرقی با نیمه اول نداشت،بازیکنها خیلی بی حوصله و بی رمق بازی میکردن.تو این نیمه علاوه بر توپ که همیشه رو هوا بود،بازیکنها هم هی رو زمین دراز میکشیدن؛انگار شبش اصلا نخوابیده بودن.
جز موقعیتی کاوه رضایی داشتو با عکس العمل استثنایی بیرانوند مواجه شد،دیگه موقعیت خاصی رو دروازه پیش نیومد یا شاید پیش اومد من یلحظه خوابم برد ندیدم!.آخه انقدر این بازی کسل کننده و آروم بود که عین قرص خواب آور بود.حتی رو بعضی دقایق تاثیراتش بیشتر از قرص خواب آور بود.

اما در دقیقه ۹۳ و لحظات پایانی بازی اتفاقی افتاد که خواب رو از چشم همه پروند.
در موقعیت خوبی که برای پرسپولیس پیش اومد،ضربه اول رو زدن که رحمتی برگردوند،در برگشت بازیکنی از پرسپولیس اومد ضربه رو زد که توپ پس از برخورد به دروازبان رفت تو دروازه.وااااای چه صحنه ای بود،چقدر خوشحال شدیم،ورزشگاه رفت رو هوا(البته فقط یه سمتش).اما حیف که فقط چند ثانیه این خوشحالی دووم آورد؛کمک داور آفساید اعلام کرد!همه باز سرشونو آوردن پایین و به خواب خود ادامه دادن!.
بالاخره بازی مساوی بدون گل تموم شدو همه رفتن خونه‌هاشون.

دیشب به اصرار مامانم یه نگاهی به گوشیم انداختم ببینم چش شده.دیگه کلا ازش ناامید شدم.باطریشو درآوردم و دوباره جا انداختم،فعلا انگار خوب شده.
امیدوارم فعلا اتفاقی براش نیفته،چون فعلا نمیتونم جایگزین براش بیارم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۱
میثم ر...ی