زندگی

پسر دایی

پنجشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۷ ب.ظ
denj-meysam.blog.ir


چند روز پیش پسرداییم بعد حدود دو سال اومد خونه‌مون.
من چون معمولا خونه بودم دوست و رفیق بیرون از فامیل نداشتم.دوستای من پسردایی و پسر خاله‌هام بودن.قدیمی ترین و صمیمی‌ترین دوستمم همین پسرداییم که سابقه دوستی‌مون برمیگرده به حدود
🤔 🤔 🤔 حدود ۱۶سال پیش.

طریقه دوستی‌مون هم یه طور جالبی شروع شد.
همون حدود ۱۶سال پیش داداش بزرگم اینا یه مدت کوتاهی رو ما با زندگی میکردن.پسر داییمم گاهی اوقات میومد تا به خواهرش که زن داداشم باشه سر بزنه.در یکی ازین دفعات من تو اتاق داداشم اینا بودم و پسرداییمم بود، به من گفت شطرنج بازی میکنی؟منم که علاقه زیادی به بازی شطرنج داشتم و دارم
😇،گفتم آره.و همزمان بازی و رفاقتمون از همون لحظه شروع شد.👨‍❤️‍👨

کم کم صمیمی‌تر شدیم و رفت و آمد هامون بیشتر شد. اغلب اوقات که وقتش آزاد بود میومد و باهم بودیم.خاطرات خوب زیاد دارم ازش.چه شب زنده داری‌هایی که باهم نداشتیم و سونی بازی نکردیم🤓.چقدر ترانه‌های زیبا و به یادموندی تو نوارکاست برام پر کرد📼 .دهه شصت هفتادی‌ها خوب با نوارکاست خاطره دارن.الآن من کلی نوارکاست دارم که تو جعبه بالای کمد هستن و دارن خاک میخورن🙁،و متاسفانه بلااستفاده شدن.

پسرداییم حدود ۷ - ۸ سالی میشه ازدواج کرده و رفته تو جرگه متاهلین و مشغول کارو زندگی شده.دیگه کمتر همو می‌بینیم.چند روز پیشم حدود دو سالی گذشته بود از آخرین باری که به خونه‌مون اومده بود.

نظرات  (۴)

۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۶ علی رحمانی پور
این دید و بازدیداس که میمونه و خاطرات خوش

نوار کاست های شمام بدون استثنا خراب شدن. کاست چند مدت گوششون ندی و پلی نشن خراب میشن .
خوش بگذره
پاسخ:
بله همینطوره

وااای جدی! خدا کنه خراب نشده باشن :|
هعی پسر دایی هم پسر دایی های قدیم
پاسخ:
اما پسر دایی من خیلیم قدیمی نیستا :)
۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۹ علیـ ــر ضــا
آهان دوستیتون پابرجا 🙂
پاسخ:
سپاس😇
۱۹ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۸ آقای‌مداد رنگی
ایشالله یباردیگه زیارتشون میکنیدویه دست شطرنج میزنید
پاسخ:
ممنون
خوب گفتین.اینبار اومد باید یه دست باهاش شطرنج بزنم ب یاد اولین بار