زندگی

۱۵
آبان ۹۵


نمیدونم هرسال پاییز اینقدر دلگیر بوده یا فقط امسال اینشکلیه!
این روزها خیلی بی حوصله ام.حتی گاهی وقتا حوصله حرف زدنم ندارم.دوست دارم یه گوشه بشینم و فقط فکر کنم.فکر تمام خواسته‌هام؛تمام دوست داشتنی هام؛تمام اون چیزی که منتظرش بودم؛فکر تمام روزای خوبی که دیگه تموم شدن.

دیگه هیچی نمیتونه منو از ته دل خوشحال کنه.هیچ چیزی برام جذاب نیست.هیچ جایی برام آرامش بخش نیست.
انگار همه روزام تکراری شده.

یادمه قبلاها وقتی تو گروه مجازی،حالمو می‌پرسیدن می‌گفتم عاااااالی ولی الان فقط میگم بد نیستم؛یا گاهی اوقات میگم هِی خوبم.
تو تلگرام وقتی اون شکلکای خنده رو میزارم خیلی ناراحت میشم احساس میکنم دارم بهشون دروغ میگم چون اون شکلکهان که میخندن،نه من.

شایدم سطح توقع من رفته بالا.وقتی به گذشتم فکر میکنم میبینم خواسته‌هایی رو که قبلاها داشتم الآن بهشون رسیدم.
شایدم هنوز به مهمترین خواستم نرسیدم؛اون خواستمم الآن تبدیل شده به آرزو،آدم هم که معمولا به آرزوش نمیرسه.
پس بهتره این آرزو همینطور یه آرزو بمونه،گاهی اوقات انگیزه آدمو بیشتر میکنه تا با تلاش به موفقیت برسه.

ببخشید با حرفام ناراحتتون کردم...

دلم خیلی پر بود گفتم شاید بتونم با نوشتن کمی سبکش کنم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۵
میثم ر...ی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی