زندگی

۰۱
دی ۹۵


رسیدیم به فصل زمستون ، فصل سرما و یخ بندون.

شب یلدا هم رسید.امسال شب یلدامون خیلی معمولی شد.فقط داداش بزرگم اومد خونه‌مون.منم خیلی خسته بودم،نای نشستنم نداشتم بخاطر همین بعد شام دراز کشیدم.


طبق قرار فردا باید میرفتم گردهمایی و جلسه‌ای که ماهیانه برگزار میشه اما به علت بیماری مامانم و کاری که فردا باید انجام بدم نمیتونم برم.خیلی هم ازین بابت ناراحتم،اولین باری هست که داره برگزار میشه و من نیستم.


الآنم بهتره زودتر بخوابم چون فردا باید زودتر بیدار شم تا به کارام برسم.


بهترین شب یلدا رو براتون آرزو دارم...


بدرود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۱
میثم ر...ی

نظرات  (۲)

۰۱ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۵ ....مسعود ....
ممنون 
به منم سر بزن
پاسخ:
تشکر
سر زدم
۰۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۶ مهدی امینی
یلدایتان مبارک
شبخوش
پاسخ:
سپاس...یلدا تون روش
چه سرعت عملی!هنوز جوهر نوشتم خشک نشده :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی