زندگی

قرص خواب آور

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ق.ظ


قصد داشتم خاطره بعد دربی رو خیلی مفصل و پر هیجان بنویسم اما انقدر بازی کسل کننده بود که نمیشه چیزی ازش درآورد.

دو روزه که من در مرخصی اجباری به سر میبرم.مدیر سایتی که براش مطلب میزارم بازم بیکاری زده به سرش گیر داده به ما.پنجشنبه برام پیام اومد که مدیر گفته دو روز مطلب نزارید و برین مطلب های قبلی رو ببین اگر موردی داشت اصلاح کنین؛وگرنه تا شنبه مدیر مطلب هارو نگاه میکنه،ببینه واسه یکی مشکلی داشته باشه باهاش تصفیه میکنه و خداحافظ.
خیلی اعصابم خورد شد.مردیکه ..... فکرمیکنه مدیر شرکته،هرروزی یجور دستور میده.خوبه حالا مدیر دوتا سایته فقط.
خلاصه واسه همین من دو روزه بیکارم و بدون درآمد.

دیروز بعدازظهر که داشتم میخوابیدم به مامانم گفتم قبل ساعت ۵ بیدارم کنه(گوشی منم امروز بازیش گرفته بود؛ظهر یهو هنگ کرد و خاموش شد!نمیدونم چرا اینجوری میشه،کم کم داره منو میترسونه).خلاصه خوابیدم،نمیدونم چقدر شد مامانم یهو بیدار شد برگشت ساعتو نگاه کرد گفت ای وای دیر شده!.کنترل رو برداشت تلویزیون رو روشن کرد.منم برگشتم یه نگاه به ساعت انداختم دیدم یه رب از ۵ گذشته.

بازی رو نگاه کردم؛از اون دقیقه که من بازیو داشتم نگاه میکردم،پرسپولیس بیشتر بازیو در اختیار داشت اما مثل اینکه اوایل بازی استقلال چندتا موقعیت کوچولو ایجاد کرده بود.
بازی معمولا وسط زمین دنبال میشد؛توپ که بیشتر رو هوا بود،یکی توپ رو هوا میفرستاد بقیه همینجوری ضربه سر میزدند تا توپ خسته شه و بیفته زمین.
یه خطا روی خط محوطه استقلال برای پرسپولیس گرفته شد که پس از ضربه آزاد توپ تصادفی به تارمی رسید اما این پسر با بی دقتی از دو سه متری دروازه توپ رو زد بیرون :||||||

برسیم به نیمه دوم...

نیمه دوم هم فرقی با نیمه اول نداشت،بازیکنها خیلی بی حوصله و بی رمق بازی میکردن.تو این نیمه علاوه بر توپ که همیشه رو هوا بود،بازیکنها هم هی رو زمین دراز میکشیدن؛انگار شبش اصلا نخوابیده بودن.
جز موقعیتی کاوه رضایی داشتو با عکس العمل استثنایی بیرانوند مواجه شد،دیگه موقعیت خاصی رو دروازه پیش نیومد یا شاید پیش اومد من یلحظه خوابم برد ندیدم!.آخه انقدر این بازی کسل کننده و آروم بود که عین قرص خواب آور بود.حتی رو بعضی دقایق تاثیراتش بیشتر از قرص خواب آور بود.

اما در دقیقه ۹۳ و لحظات پایانی بازی اتفاقی افتاد که خواب رو از چشم همه پروند.
در موقعیت خوبی که برای پرسپولیس پیش اومد،ضربه اول رو زدن که رحمتی برگردوند،در برگشت بازیکنی از پرسپولیس اومد ضربه رو زد که توپ پس از برخورد به دروازبان رفت تو دروازه.وااااای چه صحنه ای بود،چقدر خوشحال شدیم،ورزشگاه رفت رو هوا(البته فقط یه سمتش).اما حیف که فقط چند ثانیه این خوشحالی دووم آورد؛کمک داور آفساید اعلام کرد!همه باز سرشونو آوردن پایین و به خواب خود ادامه دادن!.
بالاخره بازی مساوی بدون گل تموم شدو همه رفتن خونه‌هاشون.

دیشب به اصرار مامانم یه نگاهی به گوشیم انداختم ببینم چش شده.دیگه کلا ازش ناامید شدم.باطریشو درآوردم و دوباره جا انداختم،فعلا انگار خوب شده.
امیدوارم فعلا اتفاقی براش نیفته،چون فعلا نمیتونم جایگزین براش بیارم.

نظرات  (۳)

سلام
پس همون  بهتر که آخرین جمعه تابستونم را با دیدن این بازی خراب نکردم و زدم به دامن طبیعت
ولی واقعا دمتون گرم قشنگ گفته بودید جزئیات رو
پاسخ:
بله کار بسیار درستی انجام دادین.
البته اوناهم فرق چندانی با درخت نداشتن.یا ثابت یجا بودن یا رو زمین خوابیده بودن
ما کلی نارحت بودیم که بازی رو از دست دادیم
وقتی رادیو ماشین رو روشن کردیم تو دقیقه اضافه بود
اینجور که گفتید انگار چیزی هم از دست ندادیم :(
پاسخ:
بله منم پشیمون شدم که از خواب نازم زدم و فوتبالو دیدم.
اما چون دربی بود یخورده اهمیت داشت
۲۷ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۳۶ مجله ویترینو
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++