زندگی

غوره چینی

دوشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۱۸ ق.ظ



سلام و عرض ادب به دوستان عزیز


دیروز صبح که به خواهرم زنگ‌ زده بودم گفت بعدازظهر میام برای چیدن غوره ها.چند دقیقه ای از نهارمون نگذشته بود که خواهرم با بچه‌هاش اومدن.بعد یه ساعت مامانم و خواهرم رفتن سراغ چیدن غوره ها.منم آماده شدم که بخوابم اما با سروصدایی که خواهرزاده هام میکردن یه لحظه هم نتونستم بخوابم.منم که حساس،با کوچکترین صدایی بیدار میشم.فقط تو اون یکی دو ساعته قلت میزدم اینور اونور،بیشتر از اینکه استراحت کنم خسته شدم.حدود ساعت شیش بود که غوره چینی تموم شد.
فردا صبح هم باید این انگور هارو ببریم آقای غوره گیر تا برامون به آبغوره تبدیل کنه.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۴
میثم ر...ی