زندگی

خاطره شیرین دربی

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۳۹ ب.ظ


سلام به همه بچه باحالا


ایندفع میخوام یه خاطره توپ در یک روز توپ از یه دربی توپ براتون بنویسم.البته باید زودتر از اینا مینوشتم،یخورده دیر شده.
امیدوارم حتما بخونینش و خوشتون بیاد.
بهتره برم سر اصل مطلب....


روز جمعه ۲۷ فروردین بود،من مثل هرروز بعداز خوردن صبحونه و انجام دادن کار روزانم با لپ تاپ؛تصمیم گرفتم سری به سایتی بزنم که توش عضو هستم.دیدم یه عضو جدید به سایت اضافه شده و پست گذاشته بود،منم مشغول خوندنش شدم.
تا اینکه به ظهر رسیدیم و وقت نهار شد.
بعد نهار من دراز کشیدم به مامانم گفتم اگه خوابم برد حتما قبل ساعت پنج بیدارم کن.مامانم گفت ساعت پنج مگه چه خبر؟گفتم پرسپولیس بازی داره.
گفت همین!فکرکردم چی شده؛حالا با کی بازی داره؟گفتم با استقلال؛با کلی ذوق گفتم دربی مامان دربی.
مامانم گفت با استقلال!پس بگیری بخوابی بهتره چون حتما تیمت باخته.
(البته مامانم اهل فوتبال نیست و نگاه نمیکنه،اما نمیدونم چرا با پرسپولیس لجه)بگذریم...
اما من خیلی به این بازی امید داشتم،یجورایی مطمئن بودم میبریم(البته من تو همه بازی‌های پرسپولیس همینجوری مطمئنم).


خلاصه خوابیدم ساعت هنوز پنج نشده بود که خودم بیدار شدم.سریع کنترل تلویزیون رو برداشتم و روشنش کردم.
یه برنامه فوتبالی گذاشته بودن واسه قبل بازی دربی.طرفدارای استقلال و پرسپولیس مهمان برنامه بودن.واسه جذابتر شدن برنامه اینکارو کردن که زیاد به چشم نیومد.
خلاصه ساعت پنج شد و محسن ترکی که داور بازی بود سوت شروع بازی رو زد.
هیجان از همون لحظه اول شروع شد.برعکس دربی های قبلی ایندفع بازی از دقیقه اول سریع بود و تیم‌ها حمله میکردن(پرسپولیس بیشتر حمله میکرد)بالاخره حملات پرسپولیس نتیجه داد و دقیقه پنج بود،یه شوت خیلی قشنگ زدن مهدی رحمتی بگردوند،توپ افتاد جلو پای مهدی طارمی اونم با یه ضربهٔ قشنگ اولین گل پرسپولیس رو زد.
وااای چه لحظه‌ای بود،خیلی خوشحال شدم؛فقط تنها بودم نمیتونستم خوشحالیمو با کسی تقسیم کنم.با ذوق به مامانم گفتم:مامان گل زدیم.مامانم گفت خب حالا زیاد خوشحال نباش الان دوتا میخورین!.
اما من به این حرفا توجه نمیکردم و به خوشحالیم ادامه میدادم(البته توی دلم).
همینطور با خوشحالی داشتم بازی رو نگاه میکردم،بعد از چندتا موقعیت خوبی که پرسپولیس داشت و یکی دوتا هم موقعیت نصفه و نیمه استقلال داشت؛بازم یه سانتر روی دروازه شد و طارمی با ضربه سر گل دوم رو زد.
واقعا گلش قشنگ بود،شیرجه زد رو توپُ گلش کرد.

چند دقیقه ای از گل دوم نگذشته بود که باز روی یه موقعیت پرسپولیس،تو محوطه جریمه؛ حنیف عمران زاده یه فن زیبا که بی شباهت به کُشتی نبود روی محسن بنگر زد،و خطای پنالتی شد.
تو او لحظه همه‌ی استقلالی ها داشتن اعتراض میکردن و برعکس همه‌ی پرسپولیسی ها خوشحال بودن.این وسط یکی بود که به این چیزا کاری نداشت،فقط میخواست پنالتی رو خودش بزنه.(حقم داشت با گل کردن این پنالتی میتونست سومین بازیکنی باشه که تو دربی ها سه گل زده یا هتریک کرده)خلاصه با سر سختی موفق شد پنالتی رو مال خودش کنه.
مثل همیشه رحمتی پشت به زنندهٔ پنالتی چند ثانیه تمرکز کرد(یه تعداد تماشاگر نماها لیزر هم میزدن به صورت رحمتی!)
با این تمرکزی که رحمتی کرده بود و استرسی که تو صورت طارمی دیده میشد،کاملا مشخص بود این توپ گل شدنی نیست.
طارمی یه قدم از توپ فاصله گرفت،داور که سوت زد همون لحظه طارمی ضربه رو زد که رحمتی رو حُل کنه اما خودش بیشتر حُل شد چون توپ رو خیلی آروم و زمینی زد؛رحمتی هم با یه شیرجهٔ ساده تونست توپی رو که اول به خودش و تیرک عمودی برخورد کردو جمع کنه.
بعد از پنالتی دیگه اتفاق خاصی نیفتاد و نیمهٔ اول با نتیجه‌ی ۲ بر ٠ تموم شد......


من تو خونه تنها داشتم فوتبال نگاه میکردم اما تو دنیای مجازی بچه‌ها بودن و بعد از هر گلی یجوری خوشحالی شونو نشون میداند(حالا با استیکر و شکلک و ....) برادرزادم که خودش استقلالی بود بعد از چند ثانیه ویدئو یِ گلهارو میذاشت گروه.تو اون گروه هم همهٔ بچه‌ها پرسپولیسی بودن جز دو نفر.یه نفرشون که تا دو ساعت بعد بازی هم ازش خبری نبود،همه نگرانش شده بودن!یکیشم که برادرزادم بود.....

نیمهٔ دوم شروع شدو من نگران این بودم نکنه بلایی که ما چند سال پیش سر استقلالیا آوردیم تو این بازی سر ما بیاد(همون موضوع ایمون زاید و ۳گل در ۱٠دقیقه)
اما خوشبختانه اینطور نشدو هنوز ۱٠دقیقه از نیمهٔ دوم نگذشته بود،پرسپولیس از سمت راست توپ رو فرستاد جلوی دروازه،رحمتی با دست برگردوند،توپ رفت طرف رامین رضائیان و اونم با یه ضربه سر خشگل توپ رو کبوند به تیرک دروازه و بعد توی دروازه.....بازی شد ۳بر٠
با خوردن گل سوم استقلالیا یخورده به خودشون اومدن،سعی کردن حمله کنن.اینبار خیلی زود به نتیجه رسیدن و بعد گذشت دو دقیقه از گل پرسپولیس به وسیلهٔ جابر انصاری موفق به گلزنی شدند.اونم با اشتباه محض سوشا مکانی(دروازه بان پرسپولیس).
دیگه استقلالیا بعد از گلشون انگیزه گرفته بودن بیشتر حمله میکردن؛البته فقط حمله میکردن،موقعیت خاصی نمیتونستن بوجود بیارن.
اینم بگم که تو نیمهٔ دوم چند بار بازیکن ها باهم درگیری داشتن و حاشیه هایی بوجود اومد که اینم به جذابیت بازی افزود.

تو یکی از حمله‌های استقلال بود که پرسپولیس یه ضد جمله‌ی عالی زد.۳تا بازیکن از پشت دفاع استقلال حرکت کردن و با رحمتی سه به تک شدن(من چقد این لحظاتو دوست دارم) توپ دست طارمی بود،با اینکه میتونست خودش توپ رو گل کنه اما عاقلانه کار کرد پاس داد تا درصد گل شدنش بیشتر بشه.پاس داد به سمت چپ خودش که فرشاد احمدزاده بود،اونم با یه ضربه آروم توپ رو گل کرد.
دوربین یه لحظه رحمتی رو نشون داد،رحمتی فقط سرش رو به نشانهٔ تأسف تکون میداد.
یکی دو بارم مظلومی رو نشون داد اونم سرش رو هی به نشانه تأسف تکون میداد!
خیلی جالب بود،صحنهٔ به یاد موندنی میشه!.
دقیقهٔ ۸۹ تو محوطه جریمه پرسپولیس با اینکه مشخص بود هیچ اتفاقی نیفتاده،داور یه پنالتی واسه استقلال گرفت.امید ابراهیمی هم گلش کرد.
دقایق پایانی هم چندتا حمله دو تیم کردن اما هردو طرف میدونستم نتیجه عوض شدنی نیست،و این بازی برای پرسپولیسی هاست.
بالاخره داور بعد از پنج دقیقه وقت تلف شده سوت پایان بازی رو زد.بعد ازسوت یه بازی دیگه شروع شد بنام درگیریه دو تیم.اما تصویرو قطع کردن نذاشتن ببینیم فکرکنم هیجانش خیلی بالا بود واسه همین.


درضمن آخر بازی متوجه یه موردی شدن که تو اخبار من دیدم.
نتیجه‌ی ۴بر۲ شده بود شماره پیراهن هادی نوروزی (24) اینم یه اتفاق جالب و به یاد موندنی میشه.


خب عزیزان اینم خاطرهٔ من در روز دربی یا همون شهرآورد ۸۲




ببخشید که زیاد فعال نیستم.......بدرود.

نظرات  (۱)

۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۴۰ سیّد محمّد جعاوله
خواهش
می کنم
پست خوبی بود

زنده باد
قرمز
پاسخ:
بسیار ممنون و متشکرم از این که همیشه در مطالب هام حضور دارین